خروجی در یادگیری سیستماتیک

خروجی در یادگیری سیستماتیک

در نوشته های پیشین به دو رکن اساسی یادگیری سیستماتیک زبان انگلیسی یعنی ورودی و پردازش پرداخته ایم. در این نوشته به سومین رکن اساسی یادگیری یعنی خروجی می پردازیم.

به عبارت بسیار ساده، خروجی همان هدف شما از پردازش یک سری از ورودیها می باشد. پاسخ شما به این سوال اساسی همان خروجی شماست. و سوال اساسی این است: بعد از تمرین به چه توانایی می رسم که پیش از تمرین آن توانایی ر ا نداشتم؟

 

فرض کنید شما یک ورودی مشخص دارید: مثلا مکالمه.

بیایید بر اساس یادگیری سیستماتیک زبان انگلیسی به موضوع نگاه کنیم. درست است که ورودی شما یک مکالمه بیشتر نیست. قدم بعدی این است که مشخص کنید دقیقا از این مکالمه چه می خواهید؟ این مکالمه شما را به چه توانایی ای می رساند که پیش از پردازش مکالمه آن توانایی را نداشتید؟ این توانایی همان خروجی شما می شود. به این لیست نگاه کنید.

  1. آیا می خواهید فقط این مکالمه را بفهمید؟ (توانایی فهم مکالمه)
  2. آیا می خواهید کل مکالمه را حفظ کنید و بگویید؟ (تقویت حافظه طوطی وار)
  3. آیا فقط می خواهید به مکالمه گوش بدهید و به چند سوال ساده پاسخ دهید؟ (توانایی پاسخ به سوالات)
  4. آیا می خواهید تکنیک های ادامه دادن یک مکالمه را یاد بگیرید؟ (توانایی تسلط بر روشهای ادامه کلام)
  5. آیا می خواهید بخشی از مکالمه را بفهمید و مثل همان بخش خودتان هم بتوانید صحبت کنید؟ (توانایی فهم و صحبت)

 

یادگیری سیستماتیک زبان انگلیسی در خواندن

شما یک متن دارید که باید روی آن کار کنید. پیش از هر چیز باید مشخص کنید از این متن چه می خواهید.

  1. درک و فهم متن؟
  2. تحلیل ساختار کلی یک متن؟
  3. اضافه کردن دایره لغت خودتان؟
  4. تقلید از متن برای بهبود مهارت نوشتاری؟
  5. فهمیدن گرامر خاصی که در متن به کار رفته؟
  6. فهم متن و پاسخ دادن به سوالات ابتدا یا انتهای متن؟
  7. گوش دادن به فایل صوتی متن برای بهبود مهارت صحبت کردن؟
  8. پیدا کردن مترادف ها یا متضادهای یک لغت که در یک متن به کار رفته؟

و … همین طور دهها هدف دیگر.

 

پرسش مهم این است که مشخص کردن هدف پیش از شروع تمرین چه اهمیتی دارد؟

پاسخ را باید با مرور یادگیری سیستماتیک زبان انگلیسی پیدا کنیم. بدین معنا که وقتی شما ورودی خاصی دارید – نقطه شروع – و می خواهید به یک خروجی خاص – نقطه پایان – برسید مسیر باید مشخص باشد. نوع خروجی یا همان مقصد نهایی شیوه تمرین یا همان نوع پردازش را مشخص می کند. مثلا اگر بخواهید متنی را بخوانید و به چند سوال پاسخ دهید نحوه کار با متن کاملا متفاوت است. امّا زمانی که می خواهید با استفاده از همان متن مهارت نوشتاری خود را ارتقا دهید.

 

نتیجه اینکه باید یادگیری زبان انگلیسی به صورت سیستماتیک داشته باشد. یعنی بدانیم دقیقا یک نوع تمرین و تکرار خاص بر روی یک ورودی دقیقا ما را به کجا می رساند. تنها در چنین شرایطی است که می توانیم مطمین باشیم تمرینات ما تاثیر محسوس و قابل اندازه گیری بر روی دانش و توانایی زبانی ما دارد.

این نوشته را حتما بخوانید: جعبه سیاه یادگیری

 

 

 

 

پاسخ دهید